تبليغاتX
مدرسه ی جادوگری
مدرسه ی جادوگری
صفحه نخست The IT News Designing by MAXTheme پست الكترونيك Save Page خانگي سازي Wallpaper Date اضافه به علاقه منديها
منوي اصلي
صفحه نخست -
پست الكترونيك -
نوشته هاي پيشين -
آرشيو مطالب
اردیبهشت 1388 -
فروردین 1388 -
اسفند 1387 -
بهمن 1387 -
دی 1387 -
موضوعات
كلاس افسون ها -
کلاس مقابله با جادوی سیاه -
هاگوارتز شناسی -
لينكدوني
.:: MAX Theme ::. -
لوگوي دوستان

 گروه طراحي قالب هاي مكس

Your Logo

Your Logo

لوگوهاي ديگر
آمار وبلاگ
افراد آنلاين: -
مجموع بازديدها: -
لوگوي وبلاگ

Your Logo
طراح قالب

 گروه طراحي قالب هاي مكس
Powered By
BLOGFA.COM













Potion
سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388

این هم نمونه ای از چند معجون.............

Amortentia

Amortentia causes the drinker to develop a powerful obsession and infatuation with whomever gave them the potion. It is usually either forced upon someone or covertly given. Its effects grow stronger the longer it awaits consumption, as seen in book six when Ron mistakenly eats a box of Chocolate Cauldrons spiked with love potion intended for Harry. The potion smells unique to each person, as it smells like whatever attracts each individual. It is also the most powerful love potion of all.

 

Draught of Living Death

The Draught of Living Death is a potion that will place the drinker in such a deep sleep that they appear dead, hence the name. It was first mentioned in Harry's first ever potions lesson. It is made from powdered root of asphodel which is added to an infusion of wormwood.

 

Draught of Peace

The Draught of Peace is a potion to calm anxiety and soothe agitation. In Order of the Phoenix, Snape makes Harry and his class make it. It is a very difficult potion to make as the ingredients have to be added in exactly the right order, the mixture has to be stirred exactly the right number of times and the heat of the flames on which it is simmering has to be lowered to exactly the right level for the right number of minutes before the final ingredient is added.

 

Felix Felicis

Felix Felicis, also called "liquid luck", is a potion that grants whomever drinks it unusually good luck (the time span depending on how much is imbibed.) It is dangerous in large quantities and banned in all sporting events. It looks like gold in fluid form. According to Horace Slughorn, side effects include giddiness and overzealousness, among other effects related to overconfidence. In Half-Blood Prince, Harry pretends to give some to Ron so that he will do well at Quidditch, and Ron's luck turns for the better, with the confidence working as a placebo. Harry uses half of it in order to extract memories from Slughorn about Voldemort and Horcruxes, and the other half is given to Ron, Hermione, Ginny, Neville, and Luna when Death Eaters break into Hogwarts and kill Dumbledore. Ron suggests that the potion itself is nothing more than a placebo, simply imbuing the drinker with confidence.

 

Polyjuice Potion

The Polyjuice Potion allows the drinker to appear to be another person for a set time, most commonly an hour. It is made with several ingredients, including a part of the person that the drinker wishes to turn into, such as a strand of hair. Its taste and appearance seem to depend on the person. It is first used in Chamber of Secrets to allow Harry and Ron to transform into Crabbe and Goyle so they could question Draco. In Goblet of Fire, Barty Crouch Jr uses it to disguise himself as Moody. In Half-Blood Prince, Crabbe and Goyle use the potion to disguise themselves as young girls while guarding the Room of Requirement. In Deathly Hallows, it is first used to transform members of the Order into Harry look-a-likes, creating decoys from Voldemort and the Death Eaters. Later, Harry first uses it to disguise himself at Bill and Fleur's wedding as a fictional "Barny Weasley". Later he and Hermione disguise themselves as a middle-aged Muggle couple while exploring Godric's Hollow, and finally Hermione disguises herself as Bellatrix in order to break into her vault at Gringotts. The potion only works correctly with human-to-human transfiguration, as Hermione discovers in Chamber of Secrets when she inadvertently takes a dose containing cat hair.

 

Veritaserum

Veritaserum is also known as the truth potion or truth serum. Only three drops of this potion is needed to force anyone to tell the true answer to any question. An example of its use is when it is used on Barty Crouch Jr. in Goblet of Fire. When Dumbledore asked him how he escaped from Azkaban, he told him truthfully that his mother rescued him from jail. In Order of the Phoenix, Dolores Umbridge tried to use it while interrogating students about their affiliation with Dumbledore's Army, but was actually using an ineffective potion supplied by Snape, and Harry pretended to drink it. In Half-Blood Prince, Harry considered using the potion to get Slughorn to reveal his memories about Voldemort, but thought better of it, and in Deathly Hallows Rita used the potion to extract the story of Dumbledore's childhood from Bathilda Bagshot. Rowling has revealed on her fansite that Veritaserum can be fooled using Occlumency and is not usually accepted in wizard courts.

نوشته شده توسط Anjey در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 20:7
[لينك ثابت] |
سه شنبه یازدهم فروردین 1388
http://www.hplex.info/magic/devices/devices_index.html

نوشته شده توسط Anjey در سه شنبه یازدهم فروردین 1388 و ساعت 18:6
[لينك ثابت] |
جمعه هفتم فروردین 1388
Happy Noruz to my loves


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Anjey در جمعه هفتم فروردین 1388 و ساعت 11:1
[لينك ثابت] |
یک سری چیز جدید
پنجشنبه یکم اسفند 1387
 

هري پاتر و جادوي تاريخ

قسمت اول از مقاله : هري پاتر يكِ داستان پُر داستان

من يكي از خوانندگان مجموعه كتابهاي هري پاتر و بينندگان فيلم هاي هري پاتر هستم . مدتي پيش كه تازه كتاب هري پاتر و قديسان مرگبار را به پايان رساندم ، به نكاتي برخوردم ، که بهتر ديدم اين نکات را به خوانندگان جست و جو گر تقديم کنم .
شايسته است پيش از هر چيز به خلاصه ي داستان توجه فرماييد :

• هزاران سال پيش در جامعه ساحران چهار جادوگر بزرگ به نام هاي گودريك گريفندور ، هلگا هافلپاف ، روينا رُوِنكلاو و سالازار اسليترين به تاسيس مدرسه اي با نام هاگوارتز براي آموزش سحر اقدام كردند . اين چهار جادوگر كه چهار گروه را در مدرسه به وجود آوردند ، بنا به سليقه و تفكر خود به آموزش پرداختند . اما در ميان اينها سالازار اسليترين به اين عقيده داشت كه بايد جادوگراني را در مدرسه تعليم دهيم كه داراي خون خالص جادوگري هستند ، يعني پدر و مادر آنها جادوگر باشند ( وانواع ديگر جادوگران به اين صورت است كه : يكي از والدين جادوگر باشد ، يا هيچ يك از والدين جادوگر نباشد و فقط فرزند ساحر متولد شده باشد ) آن سه جادوگر ديگر با عقيده ي وي موافق نبودند بنابراين اسليترين از مدرسه خارج شد و قبل از خروج از مدرسه تالاري را در اعماق آن بنا كرد و هيولايي را در آن نهاد و درب تالار را بست ، به اميد اينكه روزي نواده واقعي اش برگردد و با باز كردن درب تالار، مدرسه را از وجود خون ناخالص پاك كند .

• هزاران سال بعد از آن چهار جادوگر ، پسري به نام « تام مارلو ريدل » كه داراي استعداد جادوگري است همراه ديگر محصلين وارد هاگوارتز مي شود و سال اول تحصيل خود را آغاز مي كند . سالها مي گذرد و آن پسر كوچك كه اينك نوجواني شده ، متوجه مي شود كه مادرش جادوگر و پدرش غير جادوگر بوده و در عين حال از خون مادري اش به سالازار اسليترين مي رسد . او در مدت تحصيلش در هاگوارتز دوستاني را در كنار خود جمع مي كند . ‹ تام › براي خلاص شدن از ننگ نام پدرش كه يك غير جادوگر بوده ، اسم خود را به « لُرد ولدمورت » تغيير مي دهد . او يك بار موفق به باز كردن تالار اسرار مي شود كه در پي آن دختري به وسيله ي هيولاي آزاد شده از تالار ، كشته مي شود . تام ريدل از آنجايي كه زير نظر يكي از اساتيد خود به نام دامبلدور بوده موفق به باز كردن تالار براي بار دوم نمي شود و بعد از مدتي تصميم به ترك مدرسه مي گيرد . سالها بعد ولدمورت به همراه يارانش كه به مرگخواران معروف اند با نيروي سياه خود به جامعه جادوگري حمله مي كنند و با اينكه با مقاومت هايي روبرو مي شوند ولي باز به كشتار ادامه ميدهند . پيش گويي رخ مي دهد كه در آن گفته شده است كه كودكي به دنيا خواهد آمد ، كه ولدمورت را نابود مي كند ، ولدمورت در صدد كشتن آن كودك بر مي آيد و زماني كه كودك يك سال دارد ، ولدمورت او را پيدا مي كند . ولدمورت پدر و سپس مادر كودك را به قتل مي رساند . و زماني كه مي خواهد كودك را با طلسم مرگ به قتل برساند ، طلسم به خودش بر مي گردد و او نابود مي شود ( به شدت ضعيف مي شود ) . جهان جادوگري دوباره روي آرامش را مي بيند .

• پسرك يك ساله كه هري پاتر نام دارد ، توسط جادوگران نماينده خير به خاله اش سپرده مي شود . هري پاتر بزرگ مي شود و در سن يازده سالگي به مدرسه جادوگري مي رود و در مدت تحصيل دوستان و دشمناني پيدا مي كند . هري پاتر در مدت تحصيل بارها مانع از قدرتمند شدن دوباره ي ولدمورت مي شود ( كتابهاي يك و دو ). ولي بالاخره ولدمورت پس از سيزده سال در برابر چشمان هري پاتر ، قدرتمند مي شود ( كتاب چهار ) . با اينكه هري ، بارها به جامعه جادوگري مي گويد كه ولدمورت باز گشته ، ولي هيچ كس جز معدودي از جادوگران از جمله دامبلدور كه مدير مدرسه ي جادوگري است و همچنين حامي هري مي باشد اين موضوع را قبول نمي كند . نبرد كوتاهي ميان دامبلدور و ولدمورت رخ ميدهد( در وزارتخانه ) و از آنجايي كه وزير براي چند ثانيه ولدمورت را مي بيند ، بازگشت ولدمورت را تاييد مي كند ( كتاب پنج ) . وزير جادوگري عوض مي شود ، پس از مدتي نبردي در هاگوارتز ( مدرسه جادوگري ) رخ ميدهد كه طي آن دامبلدور ( حامي هري )كشته ميشود ( كتاب شش ) . هري و دوستانش در جهت وظيفه اي كه دامبلدور به آنان واگذار كرده ديگر به مدرسه نمي روند ، و از سوي ديگر ولدمورت وزارتخانه ي جادوگري را تحت كنترل مي گيرد ، و آموزش را كنترل ميكند و در برخورد با خون ناخالص جادوگري بسيار اهتمام مي ورزد بالاخره هري براي مبارزه به مدرسه باز مي گردد ، معلمين طرفدار هري ، مدرسه را از وجود طرفداران ولدمورت خالي و هاگوارتز را جبهه ي مقاومت مي كنند ، مرگخواران به مدرسه حمله مي كنند و جنگ در مي گيرد بالاخره هري و ولدمورت در مقابل هم قرار مي گيرند و ولدمورت به دست او كشته مي شود ( كتاب هفت ) .


اين خلاصه اي بود از داستان هري پاتر كه با درج شماره كتاب آن را عرضه نمودم .

داستان هري پاتر كه از چند كتاب تشكيل شده ، فراتر از يك داستان معمولي براي نوجوانان و جوانان است ! اين داستان كه در آن به شدت از قوه ي خيال استفاده شده و در عين حال همچون اسطوره ها يك سير منطقي را دنبال مي كند داراي محتوايي مخفي و دور از خيال است ، محتوايِ پنهانِ اين داستان داراي مضامين تاريخي و واقعي مي باشد .
به عبارت ديگر داستان هري پاتر ، داستاني است خيالي درباره سحر و جادو ، جامعه ي جادوگري ، رويارويي خير و شر ، محبت و كينه ، عشق و سرخوردگي ؛ ولي اين داستان به ظاهر خيالي داراي چندين لايه ي معنايي است كه سطحي ترين لايه ي آن ، كه براي همه قابل درك است ، همان مضاميني بود كه ذكر كردم . وبايد دانست كه لايه هاي پنهان داستان به طور ناخودآگاه در ذهن خواننده نقش مي بندد و در جاي خود نمود مي كند .
در اينجا به شرح اين لايه هاي پنهان پرداخته ام تا خوانندگانِ محترمِ مجموعه كتابهاي هري پاتر ، بدانند كه چه هدفي با نوشتن اين داستان طولاني و درعين حال مجذوب كننده ، دنبال شده است . [ در قسمت اول مقاله تنها لايه ي تاريخي داستان بررسي مي شود و در قسمت هاي بعدي ديگر سطوح در داستان مورد بررسي قرار مي گيرد]

لايه اول : لايه ي تاريخي


خانم رولينگ چند رخ داد تاريخي را در لايه اي نسبتا طولاني از اين داستان قرار داده است . حوادثي كه در تاريخ معاصر اروپا رخ داده است :

1. با اقدام آلمان در سال 1914 ، جنگ جهاني اول شروع شد كه كُشتار زيادي در پي داشت .
  1. o ولدمورت به جامعه ي جادوگري حمله كرد . در اين جنگ هم از طرف خوبي و خير و هم از طرف بدي و شر كشته هاي زيادي در جهان باقي مي ماند .( اولين حمله ي ولدمورت ، که هري کودک است )
2. آمريكا اگر چه از زمان شروع جنگ ، هم پيمان متفقين بوده ، اما مدتي بعد يعني در سال 1917 رسما با قواي تازه نفس ، به نفع متفقين وارد جنگ شد كه در نتيجه حدود يك سال بعد از ورود آمريکا به جنگ ، آلمان شكست خورد و اثري از شكوه آلمان باقي نماند .
  1. o طبق پيشگويي كه در داستان ذكر شده : « پسري به دنيا مي آيد كه باعث نابودي ولدمورت مي شود» ، ولدمورت در صدد يافتن آن كودك بر مي آيد و زماني كه ، آن پسر يك ساله را پيدا مي كند ( يك سال از ورود آمريكا به جنگ مي گذرد ) با طلسم مرگ به او حمله مي كند ولي طلسم به خود ولدمورت بر مي گردد ( هر اقدام آلمان برعليه آمريكا ، بر ضد خودش تمام مي شود ) و ولدمورت نابود مي شود ، برخي مي گويند كه او مرده ولي برخي ديگر مي گويند كه فقط ضعيف و ناتوان شده است .
3. آلمان پس از جنگ اول جهاني در صدد رشد و تجديد قوا برآمد ولي فشار هاي پيمان ورساي و كشور هاي اروپايي مانع از آن مي شود .
  1. o ولدمورت سعي مي كند كه دوباره قدرتمند شود ولي با مقابله ي هري پاتر ( با پشتوانه ي دامبلدور = مدير مدرسه جادوگري هاگوارتز ) روبرو مي شود ، كه اين مطلب در دو كتاب يك و دو كاملا مشهود است ؛( هري پاتر و دامبلدور در اينجا نماد متفقين هستند .)

4. آدولف هيتلر در راس حزب نازي در تلاش بود كه در انتخابات مجلس آلمان ، حزب نازي كرسي هاي بيشتري بدست آورد و همچنين قصد داشت ، به مقام صدارت اعظمي آلمان برسد و اين اقدامات هيتلر در راه كسب قدرت پس از سيزده سال پس از شكست آلمان در جنگ جهاني اول (1918 ) شدت يافت( يعني سال 1931 ، اين زمان هيتلر و هم حزبيانش در صدد رسيدن به قدرت هستند ) و بالاخره حزب نازي در انتخابات مجلس موفق مي شود و مدتي بعد هم هيتلر به صدارت اعظمي آلمان مي رسد (1933) . انگلستان و در راس آن چمبرلن نخست وزير انگلستان به اين ماجرا اهميت نداد و توجهي به اين جنب و جوش هيتلر نكرد ولي افرادي در انگلستان و آمريكا بودند كه از اين تحركات سياسي آلمان نگران بودند و يكي از آن سياستمداران انگليسي چرچيل بود .
  1. o ولدمورت در برابر چشمان هري پاتر ، پس از سيزده سال ضعف و دوري از جهان جادوگري ، دوباره قدرتمند مي شود . ( ولدمورت پس از 13 سال قدرتمند مي شود = آلمان در 1918 ضعيف مي شود و در حدود 1931 كه هيتلر در حال قدرت گرفتن است ، آلمان رو به قدرتمند شدن مي رود ) ( بايد در نظر داشت كه خانم رولينگ نمي توانسته دقيقا سالها را ذكر كند و يا مدت زمان هاي ضعف و قدرت ولدمورت را بيان كند زيرا كه اين كار باعث لطمه
    ديدن اصل داستان و سير منظم آن مي شود و بايد بدانيم كه داستان ها و يا فيلم هايي كه به طور كامل سفارشي و براي كنايه به مطلبي هستند ، بسيار رسوا مي باشد و آنقدر كه داستان هري پاتر مشهور و مقبول شده نمي توانست مقبول شود ، براي نمونه مي توان به فيلم ضد ايراني 300 اشاره كرد كه از آغاز تا پايان بر ضد فرهنگ غنــي ايران است و همان طور كه مي دانيـم فقط مدتي غوغا به پا كرد و بلافاصله تاريخ مصرفش به پايان رسيد . ) ولدمورت در كتاب چهار ، نماد آلمان قيام کرده براي رسيدن به قدرت، مي باشد . هري پاتر پس از بازگشت به سوي دامبلدور كه در راس جبهه ي خير است و به عبارتي نماد شعور جمعي جامعه ي انگلستان است ، به او مي گويد كه ولدمورت برگشته ( آمريكا به جامعه ي اروپا مي گويد كه در آلمان تغييرات مهمي در حال وقوع است ) و دامبلدور اين سخن را باور مي كند . ولي برخي از جادوگران كه در راس آنها وزير جادوگري است اين سخن را باور نمي كنند ( چمبرلن نخست وزير انگلستان توجهي به قدرت گرفتن آلمان نمي كرد . )
5. تلاش هيتلر براي بدست آوردن قدرت ادامه دارد و او در سال 1933 صدر اعظم آلمان مي شود . پس از ملحق شدن اتريش و چكسلواكي به خاك آلمان به دست هيتلر ، اروپاييان متوجه خطر آلمان هيتلري شدند ،نخست وزير انگلستان (چمبرلن ) از خواب غفلت بيدار شد والبته جامعه اروپا در راه الحاق كشور مورد نظر هيتلر يعني لهستان سنگ اندازي كردند .

  1. o ولدمورت قدرتمند شده و براي قدرت بيشتر تلاش مي كند ( در كتاب 5 مشهود است ) ، نبردي بين ولدمورت ( هيتلر ) و دامبلدور ( جامعه اروپا ) رخ مي دهد و اين نبرد كه بيشتر يك زور آزمايي است ( تلاش هيتلر براي الحاق لهستان به شيوه ي قانوني ) بالاخره بي نتيجه به پايان مي رسد و ولدمورت متوجه مي شود اين نبرد بي فايده است ، و از مقابل دامبلدور مي رود ( هيتلر به اين نتيجه مي رسد كه نمي تواند مانند دو كشور اتريش و چكسلواكي ، لهستان را به راحتي ، بدست آورد . )
  2. در آخر اين نبرد كه در وزارتخانه رخ داده ، جادوگران به همراه وزير جادوگري وارد وزارتخانه مي شوند و وزير در يك نگاه كوتاه ولدمورت را مي بيند . و قدرت گرفتن ولدمورت را تاييد مي كند . ( چمبرلن به اشتباه خود پي برد ، و متوجه شد ، كه هيتلر در صدد توسعه قلمرو بوده ؛ البته همان طور كه مي دانيد توسعه قلمرو كاري است كه انگلستان سالها در پي آن بوده و بعد از اينكه ، از اين كار دست كشيده- و باز آن هم به دلايل سياسي نه براي راحتي ملت هاي تحت سلطه - دوست ندارد اين اقدام را ديگر ملت ها انجام دهند ، زيرا قدرت گرفتن ديگر كشور ها خارج از تحمل انگلستان است . )
6. قدرت نمايي هيتلر آغاز شده و تحركات نظامي او ادامه مي يابد . حمله به لهستان آغاز مي شود . مدتي بعد چرچيل به جاي چمبرلن نخست وزير انگلستان شد ، بايد دانست كه قدرت انگلستان در آن زمان تقليل

يافته و وقتي فرارسيد كه جاي اين كشور استعمارگر كهن را كشور قدرتمندي بگيرد و البته اين از مدت ها پيش اتفاق افتاده و آمريكا جاي انگلستان را در صحنه جهاني گرفته بود .
  1. o حملات توسط ولدمورت و يارانش شروع ميشود . وزير سحر و جادو عوض مي شود ، و‹ اسكريمجور › بجاي ‹ فاج › مي آيد و اين همان جابجايي چرچيل با چمبرلن است . به هاگوارتز (هاگوارتز ، نمادي ازمكان هايي است كه مورد تعرض هيتلر قرار گرفت ) حمله مي شود و دامبلدور به دست اسنيپ – از مرگخواران سابق - كشته مي شود ( كتاب 6 ). اين در حالي است كه در كتاب 7 مي خوانيم كه دامبلدور ( نماد انگلستان ) مدتها قبل به وسيله ي طلسمي ضعيف شده ، و خودش به اسنيپ گفته كه تو مرا بكش چون من مرگ را انتخاب كرده ام ( و اين همان جابجايي قدرت جهاني ، آمريكا با انگليس است كه با رضايت انگليس انجام شد .) و بارها در اين مجموعه كتابها از قول ياران دامبلدور براي يكديگر نقل شده كه دامبلدور گفته : اميد ما هري پاتر است . و اين همان انتقال قدرت به آمريكا است و از نگاه متفقين پيروزي به دست آمريكا محقق مي شود ( كتاب 6 ).
7. هيتلر پس از به قدرت رسيدن ، به نظم بخشيدن امور پرداخت و اين شامل آموزش هم شد . او آموزش را سازمان دهي كرد و تحت كنترل گرفت . از سوي ديگر علاقه ي زياد هيتلر به خون خالص آريايي چيزي بود ، كه اكثريت مردم درباره ي آن مي دانند . او در عزل و نصب مقامات و سران كشوري و لشكري اصل و ريشه و به عبارتي خون آريايي را در نظر گرفت .
  1. o در سراسر داستان هري پاتر درباره ي علاقه ولدمورت به خون خالص جادوگري صحبت شده و در كتاب 7 ، جامعه جادوگري نماد جامعه ي آلمان در نظر گرفته شده و وزارت جادوگري هم نماد دولت آلمان است . در اين كتاب نوشته شده كه ولدمورت افرادي را در وزارت جادوگري بر سر كار مي گذارد كه به نوعي با او همراه هستند و همچنين درباره اصل و ريشه كاركنان وزارتخانه بررسي مي شود ، همچنين آموزش در هاگوارتز به وسيله ي دست نشانده هاي ولدمورت كنترل مي شود .

8. آلمان در دو جبهه در جنگ بود و سرانجام هم از اين دو جبهه مورد هجوم قرار گرفت . ياري زياد آمريكا به متفقين باعث شد تا آلمان در جنگ جهاني دوم شكست بخورد . يكي از دلايل بزرگ شكست آلمان تمركز ندادن نيرو ها در يك جبهه بود . هيتلر با ايجاد چند جبهه ( شرق و غرب آلمان و همچنين آفريقا ) يكي از عوامل شكست خود را به دست خود ايجاد كرد .
  1. o ياران ولدمورت به دستور او به هاگوارتز حمله مي كنند و جنگ سختي در مي گيرد و اين جنگ در حالي است كه ولدمورت در گوشه اي در حال تماشا مي باشد و به صحنه ي جنگ وارد نشده (عدم تمركز قدرت در جبهه نبرد ديده مي شود ) و از آنجايي كه هنوز هري پاتر به دلايل ذكر شده در كتاب ( يافتن و نابودي دو هوراكسس باقي مانده ) آماده نبرد ، نبود ، اگر ولدمورت از غرور خود كم مي كرد ، با يك حمله برق آساي خود به هاگوارتز مي توانست شخصا جنگ را به نفع خود تمام كند . ولي اين غرور باعث شد كه او زماني تصميم به حمله بگيرد كه ديگر اين حمله آن تاثير قبلي را كه مي توانست داشته باشد ، نداشت ( هري پاتر آماده نبرد با او شده بود ) . سرانجام ولدمورت در مقابل هري پاتر قرار مي گيرد (در داستان ، هري پاتر در جنگل به نزد ولدمورت مي رود ولي ما اين رويارويي را در نظر نداريم زيرا به نظر من اين بخش براي تكميل سير منطقي داستان آمده ، ما رويارويي پاياني ولدمورت و هري پاتر را كه در
    هاگوارتز رخ مي دهد ، در نظر داريم ؛ که البته در زمان رويارويي هري پاتر با ولدمورت در جنگل شاهد اين هستيم که ولدمورت هري را به ظاهر مي کشد ولي خودش هم کمي از حال مي رود ، و اين را مي توان به نوعي همان حملات به ظاهر موفقيت آميز آلمان نازي بر ضد متفقين دانست که سطحي بود و هيچ نتيجه اي نداشت ، چرا که در داستان مي بينيم که هري به ظاهر ، وانمود به مردن مي کند ) و اين در حالي است كه از چند جبهه ي ديگر به ياران ولدمورت حمله شده ( موجودات افسانه اي جنگل ممنوعه – سنتور ها _ از پشت سر ، و جن هاي خانگي هاگوارتز از سوي ديگر ) . ولدمورت در دوئلي كوتاه با هري پاتر ،كشته مي شود ( اين نماد حمله ي عظيم آمريكا به آلمان است كه باعث شد آلمان در مدتي كوتاه نابود شود ) .
  2. در هنگام دوئل مي بينيم که هري پاتر با طلسم خلع سلاح با ولدمورت مقابله مي کند که باعث مي شود که طلسم ولدمورت به سوي خودش برگردد و او بميرد . و البته نکته اي در اين بخش نهفته که آن را ، در لايه اي ديگر ، بررسي مي کنم .
نکته ي قابل توجه در اين لايه اين است که زماني که ولدمورت طلسمش به خودش بر مي گردد ، چوب جادوي بزرگ که در

دستش است به هوا پرتاب مي شود و در اينجا است که با چنين توصيفي از خانم رولينگ رو برو مي شويم :
  1. چوب از دست ولدمورت پرتاب شد ، چرخيد و چرخيد تا به دست اربابي ... رسيد که آمده بود تا بالاخره مالکيت کامل آن را در اختيار بگيرد .
اين چوب نماد « قدرت جهاني » است که از دست آلمان خارج و به دست آمريکا افتاد ، و چنان اين صحنه توصيف شده که انگار از هري پاتر در جهان فردي بهتر وجود ندارد !
همان طور که مي بينيد ، خانم رولينگ چطور يک واقعه تاريخي را در دل داستان جا داده است !!
بسيار مهم : در كتاب گفته شده كه چهار جادوگر مدرسه هاگوارتز را بنا كردند كه نام آنها به اين صورت نوشته شده : گودريك گريفندور - هلگا هافلپاف - روينا رونكلاو - سالازار اسليترين . اگر دقت كنيد مي بينيد كه خواننده پس از خواندن اين اسامي به اين نتيجه مي رسد كه هر اسم و فاميل با يك حرف الفبايي شروع مي شود ، خواننده در ذهن خود مُخفف اسامي را مي سازد : گودريك گريفندور GG – هلگا

هافلپاف HH - روينا رونكلاوRR – سالازار اسليترين SS و ناگهان خواننده متوجه مي شود كه مخفف نام آخري SS است كه با معادل كردن اين واژه با سازمان امنيتي آلمان نازي كه اس اس (ss) نام داشت به اين نتيجه مي رسد كه همان طور كه اسليترين فرد ظالمي بوده ، سازمان اس اس نيز يك سازمان مخوف بوده . اين هم شيوه اي ديگر براي زنده کردن ياد يک سازمان اطلاعاتي است که به تاريخ پيوسته ؛ سازمان اس اس مَخوف ترين سازمان امنيتي زمان خود بوده و مانند سازمان هاي اطلاعاتي كنوني غَرب ، كشتار بسيار و زندانيان بسياري داشته است .
نکته ي جالب ديگر اين است که نشاني که بر پيشاني هري از اولين حمله ولدمورت به جا مانده ، همچون نشان صاعقه است ، و در فيلم هاي هري پاتر هم اين نشان را به وضوح مي بينيم ، که به صورت يک s شکسته است ؛ علامت سازمان اس اس آلمان نازي دو s شکسته است که کنار هم قرار دارد !!؛ ولي اين يادآوري براي چه لازم است ؟ چرا خانم رولينگ به اين كار دست زده ؟

چرا بايد يک واقعه تاريخي را به اين دقت در قالب يک داستان جا داد ؟!
چرا بايد در ناخداگاه خواننده تاثير اين چنيني گذاشت ؟!

همان طور كه ملاحظه كرديد ، خانم رولينگ با قلم جادويي خود سعي كرده هم سير منطقي داستان به هم نخورد ( همان طور كه ديديم جامعه جادوگري در يك جا جامعه ي اروپا را ترسيم مي كند و در مقطعي كوتاه جامعه ي آلمان را ترسيم مي كند و يا وزارت جادوگري در جايي دولت انگليس را نشان مي دهد و در جايي هم دولت آلمان را ) و هم يك موضوع تاريخي را در لابه لاي واژه هاي اين داستان قرار دهد . ولي چرا اين موضوع تاريخي از دل تاريخ بيرون كشيده شده و در پوششي جذاب به مردم جهان عرضه شده ؟
آيا قصد زنده نگه داشتن يك اتفاق تاريخي كه به نحوي با موضوع هولوكاست ارتباط دارد در نظر بوده ؟
آيا هدف از آوردن اين لايه ، اشاره به عاملينِ به وجود آورنده ي هولوكاست نيست ، تا از اين رهگذر ، به نحوي غير مستقيم به هولوكاست اشاره كند ؟
آيا هدف زنده کردن ياد و داستان هولوکاست نيست ؟
در ادامه اين مقاله با لايه ي تحليل شخصيت ها در متن آشنا مي شويد و نکات جالب ديگري را مي خوانيد
نوشته شده توسط Anjey در پنجشنبه یکم اسفند 1387 و ساعت 18:13
[لينك ثابت] |
کلاس افسون ها
جمعه بیست و پنجم بهمن 1387

 

درس طلسم ها

جلسه ی اول

خوب بچه ها امروز میخواهم تشکیل انواع جرقه را بهتون یاد بدم در این جلسه به جرقه ی قرمز را یاد بدم اما قبل از اون باید بدونید انها چه فایده ای دارند و چه گونه اند.

1-هر جرقه ای نشانگر موقیعت و خیلی چیز های دیگری است.

2-ایجاد جرقه ها از ساده ترین افسون هاست که به راحتی انجام میشه.

خوب امروز تشکیل جرقه های سبز و قرمزو زرد و آبی را یاد میگیریم.

ایجاد جرقه ی قرمز= perikolom یا به فارسی پریکلم هستش .

ایجاد جرقه ی سبز=Intertiem یا به فارسی اینتر تییم است ..

ایجاد جرقه ی زرد= Aven feir یا به فارسی آون فیر است.

ایجاد جرقه ی آبی = Ebend see یا به فارسی ابند سی هست.

طرز ایجاد آنها=

برای ایجاد تمام جرقه ها باید چوب را به طرف بالا می آوریم بعد طلسم را میگوییم.

_____________________________________________________________________

و حالا تکلیف دانش آموزان محترم برای یاد گیری بهتر =7 خط از این درس باید مقاله بنویسید. هر کس مقاله ی بهتری بنویسه امتیاز بیشتری میگیره و در پایان ترم هدیه ی خودسپش را دریافت میکند.

نوشته شده توسط Anjey در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 و ساعت 19:35
[لينك ثابت] |
کلاس افسون ها
جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
 

Welcome

نوشته شده توسط Anjey در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 و ساعت 18:45
[لينك ثابت] |
یکشنبه بیستم بهمن 1387
خوب دوستایی که میخوان چوب جادو تهیه کنند بایداسم های خود را در نظر دهید ذکر کنند.
نوشته شده توسط Anjey در یکشنبه بیستم بهمن 1387 و ساعت 19:22
[لينك ثابت] |
شنبه نوزدهم بهمن 1387
خوب دوست عزیزم امیر حسین.از این به بعد اسم مستعار تو در این جا(sartad medy )است.تو بهعنوان تازه کار در این درسهای زیر باید شرکت کنی.در ضمن اگر نمیدانی که چطور چوب جادوییبگیری به من بگو تا بهت بگم.

گیاه شناسی ـ تغییر شکل ـ جادوی سیاه ـافسون هاـمعجون هاـو...

نوشته شده توسط Anjey در شنبه نوزدهم بهمن 1387 و ساعت 18:9
[لينك ثابت] |
چهارشنبه چهارم دی 1387
خوب دوستان اسم من آن جي مدير اين وبلاگ هستم.خوب اينجارو مثل خونه ي خودتون حساب كنيد .كساني كه ميخواهند عضو شوند به قسمت نظر دهيد بروند و مشخصات خود را بنويسند و يك هفته بعد دوباره به سايت وارد شوند تا بر نامه ي كلاسي خود را در يافت كنند. 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط Anjey در چهارشنبه چهارم دی 1387 و ساعت 16:55
[لينك ثابت] |
چهارشنبه چهارم دی 1387
سلام به انهایی که میدانند عشق چیست. تا اون جایی که بشه خیلی خلاصهش کنم میتوانم بگم  که خانوم جی کی رولینگ یک کتاب جدید به نام افسانه های  بید قصه گو نوشته که به زحمت سایتدیوانه ساز ترجمه شده.

 

دریافت کتاب | 1.5 مگ
کلمه عبور فایل: divanesaz

نوشته شده توسط Anjey در چهارشنبه چهارم دی 1387 و ساعت 16:21
[لينك ثابت] |
Your Weblog Banner